ریحانه جونریحانه جون، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره

ریحانه و حنانه قلب مامان بابا

اندر احوالات دخترکان

سلام به روی ماهتون فرشته های زیبای من ریحان جون طبق هر روز ساعت ٦و٣٥دقیقه بیدار میشند برای مدرسه حنا خانومی هم واسه شیر خوردن و.....شوهریم ساعت ٨به سرکار الهی تنتون سلامت در این چند ساعتی که ریحانه جون در مدرسه هستند من و دخملی هم سرگرم شیرین کاریشیم تقریبا ١ماهی میشه غلت زدن را شروع کردی اول خیلی اروم ولی حالا وقتی خیلی سرحالی ٢تا ٢تا میزنی فدای خنده هات عزیزم ماشالله خیلی دخملی نازی هستی اگه جاییت درد نکنه خدا شکر نا ارومی نمیکنی .تازه وقتی هم ابجی میاد چه ذوقی میکنی خدا پناهتون باشه دخترای نازم. ریحان ه جونم وقتی میاد بعد تعویض لباس و شستن دست و صورت البته از جلوی در میپرسه ناهار چیه اگه ماکارونی باشه کلی ذوق میکنه ولی اگه غذای دیگه...
16 مهر 1392

خریدماه مدرسه

سلام به روی ماهت ریحانه جون اخرین 5شنبه شهریور برای خرید مانتو کیف کفش مدرسه به بازار رفتیم ولباس کالباسی و کیف بنفش کفش مشکی به سلیقه خودت برداشتی مبارکت باشه عزیزم انشالله دانشگاه رفتنت عزیز مامان . عزیزم فعلا که از معلمت خیلی خوشت اومده و همش ازش تعریف میکنی.انشالله سال درسی خوبی را شروع کرده باشی. حالا کمی از عبادت و نماز خوندنت بگم>>>< چند وقتیه تا صدای اذون میشنوی وضو میگیری و چادر بسر مشغول نماز میشی خیلی جالبه بین نماز که یادت میره چی بخونی ازم میپرسی اگرم میخندم میگه مگه چیه یادم رفته اشکال نداره بپرسم ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!قربونت برم شیرین زبونم. عزیزکم سر نماز اول واسه بابایی دعا میکنی بعد ابجی...
7 مهر 1392
1